محمد مفيد مستوفى بافقى

9

جامع مفيدى ( فارسى )

پير ابراهيم امام المتقين * موسى بن جعفر آن سلطان دين جعفر صادق كه پاك و طاهر است * گوهر بحر امامت باقر است باقر است ابن على بن الحسين * آنكه بر عباد معبود است زين شاه حسين بن على نور نبى * هست نقد بو الحسن يعنى على دمبدم الف تحيّات و سلام * بر روان جمله بادا و السلام و بعد از دوازده سال كه دست ارادت بدامان سيد محمد زده بود سيروار روى بر دشت و كوه و صحرا نهاده شعلهء آتش عشق حقيقى [ 7 ب ] از دل عرفان پناهش شعله‌ور گشته برق صفت هرلحظه وادى طى ميفرمود تا بر قلهء كوه دماوند بر سر چاه گوگرد احمر رسيد كه قبل از آن و بعد از آن احدى بدان مكان نرسيده بود و دو اربعين - كه عبارت از هشتاد روز باشد - در فصل زمستان بعبادت پروردگار عالميان قيام نموده ، در هرشام ببرف افطار ميفرمود . و بعد از دو اربعين از قلهء آن كوه رفيع بپايان آمده متوجه جانب همدان شدند و در كوه الوند مدتها بعبادت و رياضت و داشتن اربعينات گذرانيدند ، و با رجال اللّه آن كوه صحبت ميداشتند . و بابا حاجى محمد صامت در آن كوه شرف خدمت آن مظهر اللّه دريافته ، وقتى چند در خادمى آن حضرت بسر برد . اتفاقا روزى آن سلطان سالكين از آن كوه به جائى ميرفتند و بابا حاجى محمد در خدمت بود ، در عرض راه به او گفتند كه : « اينجا بايست تا ما رفته بازآئيم . توقف نمود ، و حضرت كرامت منقبت به جائى كه اراده داشتند رفته ، بعد از چهل روز بازگشت بجانب بابا واقع شد ؛ و بابا را در همان منزل كه باز داشته بودند ايستاده يافتند . دست مرحمت بر پشت او زده به نظر عنايت نوازش فرمودند و گفتند ما را روزىچند [ 8 الف ] حسب التقدير در اين كوه ساكن ميبايد بود ، شعر : دل ما در هواى الوند است * در سر زلف يار در بند است بعد از اين ملاقات شما با ما در ماهان كرمان روى خواهد داد و از نظر بابا غايب